محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

20

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

بىصبر گردد ، و كسى كه بانگ برآورد ، و آن را كه گوش بدان دارد ، و آن كس كه مويه كند . و رسول صلّى اللَّه عليه و آله ميفرمايد كه : از ما نيست آن كس كه جامه بدرّد ، و آن كس كه دست بر روى زند . و مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله گويد كه : نوحه‌گر از گور خاك آلود و گرد آلود برخيزد و چادرى از لعنت بخويشتن گرفته باشد و دست بر سر مىزند و ميگويد : وا ويلا ، و فرشتهء از قفاى او ميرود و ميگويد : آمين ؛ و جاى اين نوحه‌گر آتش دوزخ باشد . و همچنين رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه : روز قيامت نوحه كنان را مىآورند و از ايشان بانگ سگ مىآيد . 51 - الحمّى رائد الموت . ( 1 ) تب پيشرو مرگ است . مرگ را چون تبست پيش آهنگ * همه كس مىشود بتب دلتنگ يعنى هر كه را تب آيد از سختى جان كندن بود و مرگش معلوم شود و خداى تعالى تب را رسول مرگ گردانيده تا بنده چون تبش آيد بيدار گردد و كار خويش بسازد و از گناه توبه كند و وصيّت كند پيش از آنكه عقلش بشود « 1 » و اگر خواهد كه توبه كند و وصيّت كند نتواند . 52 - الحمّى من فيح جهنّم « 2 » . ( 2 ) تب ز گرمىّ دوزخست اثرى * مىزند بر وجود ازو شررى تب از تپش دوزخست ، و مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله ميفرمايد كه : هر كه را سه ساعت تب آيد و صبر كند و خداى تعالى را شكر كند و حمد و ثنا گويد و با مردم گرانى نكند خداى تعالى فرشتگان را گويد كه : بندهء من « 3 » ببيند كه بر بلا و سختى چگونه صبر مىكند و بنويسيد كه : من كه خداوند آسمان و زمين‌ام ويرا بيامرزيدم ،

--> ( 1 ) در نسخهء ديگر : « زايل بشود » . ( 2 ) در نسخهء ديگر : « بندهء مؤمن » و شايد اصل : « بندهء مرا » بوده است . ( 3 ) در أقرب الموارد گفته : « الحمّى من فيح جهنّم ؛ أي ممّا فار من حرّها » .